هر وقت کنار ساحل می رم،اولین چیزی که منو تحت تاثیر قرار می ده بزرگی و عظمت دریاست...البته نه فقط عظمت ظاهری.،دیدن دریا یه حس آرامش عجیب در انسان یا حداقل من ایجاد می کنه که کم کم این حس آرامش به یک تفکر پر دامنه امتداد پیدا می کنه..و این آرامش از خالق بی همتای دریاست که دریا ذره بسیار کوچکی از عظمت بی انتهای اونه.
دریا نه فقط زیبا و نه فقط بزرگ بلکه دریا اخلاق خاص خودشو داره..ازیه اخلاق دریا خیلی خوشم میاد و همیشه برام الهام بخشه،اونم اینه که دریا بدی ها رو از خودش دور می کنه و اونا رو به بیرون هدایت می کنه،دریا همیشه کثافات و آشغالهای درونی خودشو به طرف ساحل می بره و همیشه در حال پاکسازی خودشه...خیلی دوست دارم من هم مثل دریا باشمو و این برام یه عادت بشه و بتونم همیشه وجود خودم رو از رفتار زشت و ناپسند پاک کنم و از درون خودم اونا رو بیرون کنم و نزارم تو وجودم ریشه بدووند و اسیر اونا بشم...خلاصه اینکه نباید بزاریم درونمون تبدیل به آشغال دونی بشه... ...دارم دریایی بودن رو تمرین می کنم ...دریایی بودن روح بزرگ می خواد...سخاوت می خواد..گذشت می خواد...از همه مهمتر ایمان می خواد..باید باور کنیم مسافریم...
حسین(ع)بیشتر از آب تشنه لبیک بود.اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند. (دکتر شریعتی)
ملت فلسطین بخصوص نوار غزه یکی ار خونبار ترین دوران تاریخی خود را سپری می کند و رژیم نژاد پرست و غاصب صهیونیست در سیاه ترین روز های خود بسر می برد.
اینروزها غزه امتحانی است برای ملت های مسلمان و هر انسان آزاده و باوجدان.
اینروزها غزه امتحانی است برای دولت های عرب که حتی چشم خود رانیز براین همه جنایت نبسته و باچشمانی کاملا باز نسل کشی کودکان را می نگرند ایکاش اینگونه بود دست بعضی شان نیز به خون این بی گناهان آلوده است.
اینروزها غزه امتحانی است برای شعار پوچ حقوق بشر غربی و دموکراسی آمریکایی که گوش فلک را کرده است.
اینروزها غزه امتحانی است برای شورای امنیت سازمان ملل که انگار نه انگار برای دفاع از حقوق ملت ها وکشورهاو بشریت تاسیس شده است و در عمل تنها شوراییست جهت تامین امنیت برای دولت های زورگو و چماقی است برای کوبیدن سر ملت های آزادیخواه و مستقل.
اینروزها غزه امتحانی است برای برای سران عضو سازمان کنفرانس اسلامی که دریغ از یک بیانیه و قطعنامه ساده ،گرچه مشکل فلسطین بااین کاغذ پاره ها حل نمی شود..
و اینروزها غزه تنهاست ! ! …….
برای دعوت شما فعالان در عرصه فضای مجازی برای مقابله از طریق محکوم کردن و اطلاع رسانی درباره شهری که امروز شاهد هولوکاست واقعی است نیاز به گفتن حرفی نیست.
برای این که:
همه می دانیم گرم شدن یک کودک با حرارت شمع یعنی چه؟
همه می دانیم نرسیدن به موقع آب و غذا به خردسالان یعنی چه؟
همه ما می دانیم تاریکی و از کا افتادن دستگاههای بخش سی.سی.یو یا آی.سی.یو یعنی چه؟
(برای پوشاندن عمل بد خود غذر ناپسندتری آوردن)
ناصرالدین شاه از کریم شیره ای،دلقک خود پرسید«عذر بدتر از گناه چیست؟»کریم گفت:«جواب این سوال را به وقت دیگری بگذارید تا جواب دهم.»یک روز ناصر الدین شاه کنار حوض نیم خیز نشسته بود و داشت دست و رویش را می شست.کریم از وقت استفاده کرد و یواشکی رفت و انگشت به او رسانید.ناصر الدین شاه برگشت و عصبانی گفت:پدر سوخته این چه کاری بود کردی؟کریم گفت:«معذرت می خواهم فکر کردم علیا مخدره است!»ناصر الدین شاه بیشتر عصبانی شد.کریم گفت:«قربان جواب سوالی که فرمودید بود.»
ما هميشه فكر مي كنيم اتفاق بد و حادثه فقط براي ديگران پيش مياد.تصورمون اينه كه ما از حادثه مصون هستيم و از كنار هر حادثه اي كه رد ميشيم طوري به اون نگاه مي كنيم كه انگار محال ما اينطوري بشيم.قالب ذهني اكثر ما اينه...
اين طرز تفكر باعث شكل گيري يكسري رفتار هاي ناهنجار در ما شده.مثلا:
ما با اينكه مي دونيم با نبستن كمربند ايمني خودرو درصد آسيب ديدن در تصادفات بسار بالاتر و حتي موجب مرگ ميشه،باز هم در استفاده از كمربند ايمني كمكاري مي كنيم.يا اينكه هر ساله عده قابل توجهي در محوطه هاي غير حفاظت شده دريا جونشون رو از دست مي دن،باز هم ما به شنا در اين جور جاها مبادرت مي ورزيم.......نمونه ديگه اينه كه: اكثر ما از مضرات بارز و ثابت شده دخانيات اطلاع داريم كه حداقل اون تنگي نفس،تاري ديد،بد رنگ شدن چهره است و بدتر از همه سرطان هم جزو بيماريهايي هست كه ارتباط مستقيمي با مصرف دخانيات داره..ما باز هم دخانيات مصرف مي كنيم و .....
چرا ؟ براي اينكه ما فكر مي كنيم اتفاق بد فقط براي ديگرانه و فقط براي مردم پيش مياد، يادمون باشه ما هم جزو همين مردميم....ما تو دنياي مادي زندگي مي كنيم پس بالاخره يه روزي تو مسير حادثه قرار مي گيريم.البته نمونه هايي كه اينجا مطرح شدند ساده و قابل دسترس هستند تا موضوع بيشتر شفاف بشه،اين طرز تفكر بمراتب در زندگي ما گسترش بيشتري داره...
مسلما ما نمي تونيم جلوي همه اتفاقات رو بگيريم،ولي مي تونيم با كمي دقت در صد آسيب پذيري خودمون رو كم كنيم.
به دانسته هايي كه فكر مي كنيم نمي دانيم بيشتر فكر كنيم ! !
هدفي داري،مي خواهي كاري انجام بدي،اما هي امروز و فردا مي كني......هر كاري مي خواهي انجام بدي مي گي سخته نميشه...از شروع كردن كار واهمه داري به خاطر سختي هاي بعديش.....يادت باشه هر كاري سخته ،حتي آب خوردن باور نمي كني امتحان كن.....
سختي كشيدن جزيي از كاره، بخاطر همين بهش ميگن كار چون انسان رو از حالت رخوت بيرون مياره..البته با فكر خوب ميشه از سختي كشيدن هاي بي مورد جلوگيري كرد....اگه مي خواهي موفق بشي سختي كشيدن هم باهاشه...اي قانون طبيعته،«دونه بايد شكافته بشه تا جوونه بزنه» و رشد و نمو كنه...پس از كار و مداومت هست كه نتيجه خوب بدست مياد...«يك سنگ بايد بسیار خراشيده شود تا تراشيده شود».يه مثل قديمي هست كه ميگه:«از هر كاري ميترسي وارد اون كار شو»
شما در هر جايي از دنيا که باشيد مشكلات فراواني در پيش رو داريد ،مهم نوع برخورد ما با مشكلاته،در دنياي امروز در مسير هر هدف و هر كاري مسلما تنمون به تن مشكلات خواهد خورد،ما كه نبايد بترسيم و جا خالي بديم!

مرحوم پرفسور دكتر محسن هشترودي در سال 1286 شمسي در تبريز متولد شد و از دانشگاه سوربن پاريس درجه دكترا گرفت.از جمله آثار او عبارتند از:دانش و هنر،معادلات ديفرانسيل،آناليز مكانيك و جبر،هندسه فضايي كلاسيك و …
در يك مصاحبه از آن زنده ياد سوال شد:از كي متوجه شديد كه در رياضيات صاحب چنين استعداد شگرفي هستيد؟پاسخ داد:«وقتي كه در درس رياضي تجديد شدم و برحسب تصادف معلم من عوض شد.»و در ادامه مي گويد:
«من در كلاس ششم آنقدر در كلاس رياضي ضعيف بودم كه هميشه معلم مدادها را لاي انگشتانم مي گذاشت و فشار مي داد،شايد كه تنبيه شوم،و فكري به حال درس رياضي خود بكنم.در آن سال تحصيلي بخصوص تابستان شرايطي پيش آمد و ما به دماوند رفتيم.در آنجا مادرم از معلم ديگري كه تصادفا آمده بود تا تابستانش را در آنجا بگذراند،خواست تا مرا درس گويد.درست گفتن او همان و بروز استعداد رياضي همان.»
.........................
براستي كه استاد خوب زندگي انسان رو تغيير ميده،يكي از دوستان من، رشته دانشگاهيش حسابداري بود و اصلا از رشتش راضي نبود وهميشه آه ناله مي كردوبا بي ميلي درس مي خوندو از اين كه اين رشته رو انتخاب كرده خودش رو ملامت مي كرد.تا اينكه يه استاد كه تازه به دانشگاهشون اومده بود،كلا نظرشو نسبت به رشتش عوض كرد و دوست ما از اون به بعد با جديت به درس خوندن ادامه مي داد و از اين كه اين رشته رو انتخاب كرده خوشحال بود….
پادشاهي به وزيرش چندين كيسه زر داد كه بين زاهدان شهر تقسيم كند.وزير جست و جو و تك و پويي كرد و سر انجام با همه كيسه هاي زر به حضور پادشاه رسيد.شاه شگفت زده شد،گفت مگر در اين شهر چند تن زاهد پيدا نمي شودكه تو اين كيسه ها را عينا باز گردانده اي؟وزير با تدبير و روزگار ديده،لبخندي زد و گفت:شما گفته ايد به زاهدان ببخشم و شرط را زهد و پارسايي تعيين كرده ايد،اما من ديدم آنكه زاهد است كيسه ي زر را نمي ستاند،و آنكه مي ستاند زاهد نيست! لذا كيسه ها را صحيح و سالم عودت دادم.
هر ماشين و خودرويي معمولا تاير زاپاس داره،تا يه موقع تو جاده جا نمونه.تو امتحانات كنكور هم توصيه ميشه داوطلبها يه مداد اضافه همراه خودشون داشته باشن،تا سريعتر و باخيالي آسوده به سوالها جواب بدن…يادش بخير دوره نوجواني هم كه ما ماهيگيري مي رفتيم،اوايل كار وقتي قلابمون جايي گير مي كرد و پاره مي شد..ديگه قلاب ديگه اي نداشتيم ..اون وقت مجبور بوديم بشينيم و با حسرت ماهيگيري ديگران رو تماشا كنيم،ولي بعد تجربه به ما ياد داده بود،هر وقت تصميم گرفتيم بريم ماهيگيري،يكي دو تا قلاب اضافه و چند متري نايلون اضافه هم با خودمون ببريم. آدم مسافرت هم كه ميره بعضي اوقات يه دست لباس اضافه همراه خودش بر مي داره…..بعضي از كشاورز ها هم در كنار مزرعه اصلي خودشون،يه جاي ديگه يه قطعه زمين كوچيك دارن كه به اصطلاح به اون كناره كاري ميگن و اصلا اون رو به حساب نميارند،اما گاهي كه به مزرعه اصلي آفت زد و يا به هر دليلي آسيب زيادي ميبينه..همون قطعه زمين كناره كاري خرجشون رو تامين مي كنه و در موقع حساس به دادشون ميرسه….
شخص هوشمند اونه كه در كنار كار اصلي كه داره يه كار يا مهارت ديگه رو هم ياد بگيره و براي خودش ذخيره داشته باشه و به قولي لاستيك زاپاس داشته باشه تا اگه يه موقع كارشو از دست داد دنيا رو روي سرش خراب نبينه و غم نگيردش كه اي واي چي كار كنم….با اين كار و مهارتي كه در كنار كار اصلي ياد گرفته مي تونه حداقل موقتا خودشو سرپا نگه داره و جبران مافات كنه..خوبه كه ما به ياد گرفتن يه كار بسنده نكنيم و مهارتهاي خودمون رو در همه زمينه ها بالا ببريم تا در مواقع لزوم اونا رو به كار ببنديم و زانوي چه كنم.چه كنم بغل نكنيم……!!موفق باشيد.